ای نام تو بهترین سرآغاز
رد صلاحیت شدیم و انتخابات به انتها رسید. هر چه تلاش کردیم که بابا چرا ما رد صلاحیت کردید، دلیلش را نگفتند که نگفتند. حالا آقای عباس رجایی نماینده شهر باید هم خودش را آماده کند که در روز قیامت بتواند جواب من و مردم را بدهد. قول می دهم اگر در این دنیا توانست مرا قانع کند که چرا رد صلاحیت شده ام در همین وبلاگ دلیلش را برای همه بنویسم. اصلا می گویم اگر دلیلش را در مطبوعات هم اعلام کنم به خدا قسم ناراحت نمی شوم. آخه می گن آنکس که حساب پاک باشد از محاسبه ...... ولی حدس می زنم که من چوب فامیل بودن با نماینده سابق شهرمان آقای علی نظری را می خورم که صد در صد نسبت به آقای رجایی برای شهر بیشتر دویده و امکانات کسب کرده و او نسبت به سایر نمایندگان شهر نه تنها چیزی کم ندارد که شاید از خیلی هاشان مخصوصا آقای رجایی سر است. نماینده شهر باید فعال باشد. باید وزرا ازش حساب ببرند وگرنه کار شهر را پیش نمی برند. احتمالا باید شنیده باشید که چگونه سی تی اسکن بیمارستان ولی عصر توسط آقای نظری از چنگ فلان شهر در آورده شد و به اراک آمد و الان خیلی ها دعاگوی وجود چنین دستگاه ارزشمندی در شهر هستند. آقای رجایی اعلام کند کدام کار این چنین را برای مردم شهرم انجام داده تا من هم مثل سایرین به وجودش افتخار کنیم. آخر دادن چند تذکر بابت گران شدن سیب زمینی که از هر کسی بر می آید... بگذریم هر چه زمان بگذرد خانواده نظری به لطف الهی روسفید تر است.
و شمارش ها شروع شده. برای من که به آقای خاتمی عشق می ورزیدم دیدن صحنه های حضور مردم خیلی دلچسب است، اگرچه هیچ انتخاباتی برام مثل انتخابات دوم خرداد نمی شه، اما دیروز هم جزء روزهای خدا بود و اصلاح طلبانی که در 3 انتخاب اخیر از مردم نه بدجور خورده بودند یک کمی به گرمی استقبال شدند. تصورش را بکنید که در تهران ساعی و دکتر نجفی و ابتکار و مسجد جامعی رای بیاورند، چه شورایی می شود. در اراک هم اصلاح طلبان نباختند و توانستند نفر اول را به خود اختصاص دهند اما بدانند که خانم آباقری دارای ویژگی هایی بود که اگر اصلاح طلب هم نبود با قاطعیت می گویم رای اول را کسب می کرد. این هم از الطاف خدا بود که ایشان جزء اصلاح طلبان بود. مردم ما عجیب هستند و بسیار متفاوت و هنوز مانده است که به لیست احزاب و گروه ها رای بدهند. اهل مطالعه نیستند که چه عرض کنم از مطالعه متنفرند و بسیار تلویزیون تماشا می کنند و از لحاظ ژنتیکی چون نسل در نسل به نقالی علاقمند بوده اند حالا پای گیرنده می نشینند و کار خوب آقای مدیدری را می بینند. برای خانم کدیور نوشتم که ققنوس اصلاحات در حال زنده شدن است و کم کم دارد جان می گیرد و اگر آقای احمدی نژاد نتواند ارزانی یا پول نفت را به مردم بدهد باید منظر شکست باشد. برای آنان همین تعداد اصلاح طلب هم در شوراها باید سنگین باشد، اما شکم گرسنه و سیب زمینی کیلویی 500 تومان این چیز ها سرش نمی شود. باید راهی برای ارزانی پیدا کنند. فعلا کسی نمی گوید تورم چند درصد است اما بی اغراق از سال پیش بیشتر است. پس باید به فکر مردم بود. این مردم عجیب و دوست داشتنی .
کاش می شد عشق را از سر گرفت
راهی میخانه شد ساغر گرفت
کاش ساقی باز در میخانه بود.....
نمی دانم چرا اینقدر ملت این روزا زیادی به این وبلاگ سر می زنند. به فال نیک می گیرم.
یا حق